ستایشستایش، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 2 روز سن داره

عشق مامان و بابا

خاله بازی ستایش

    یه روز بعداز ظهر که خونه بودیم دیدم صدایی از دخملی نمی یاد پیش خودم گفتم وای لابد داره ریخت و پاش میکنه اومدم نگاه کردم دیدم نه بابا عشق مامان بابا داره عروسکشو پوشک میکنه ،‌سریع دوربینو اوردم و ازت عکس گرفتم بعد من و باباجون داشتیم نگات میکردیم تا ما رو دیدی گفتی دالم پوشکش می کنم ،‌ما هم مثل همیشه خندیدیم                     عاشق برنامه عمو قناد ، عمو فیتیاه ها و عمو پورنگ هستی ،‌البته اینجا داری برنامه عمو قناد و نگاه میکنی جمعه ساعت ١٠صبح بود.         همیشه کلی خرت و پرت دنبال خودت میکشونی یا ...
10 شهريور 1392

استخر و ستایش

  ا ولین باری که من و شما ستایش رفتیم استخر٠٢/٠٦/٩٢ باباسعید اومد مهد شما رو سوار کرد بعد اومدید دنبال من که بریم استخر جهان ، از شب وسایل آماده کردم و گذاشتم توی ماشین که معطل نشیم خلاصه با ٣٠دقیقه تاخیر رسیدیم استخر ، آمادت کردم و رفتیم توی سالن استخر تا آبو دیدی کلی خوشحال شدی و می گفتی بلم بپلم (برم بپرم ) وقتی توی آب پریدی آب پرید توی گلوت ترسیدی می گفتی    مامان بیا نلو. بچه هم سن شما فقط یکی بود بعد از چند دقیقه دیدم ٣تا دختر ٩و٨ ساله دورت جمع شدن و بات بازی می کردن بسکه ماشالا دخملی جذاب شده بود   اینم اولین کارت ورزشی دخملی که شرکت داده.      از چهره نازت پیداس...
4 شهريور 1392

نمایش شنل قرمزی

سلام عسل مامان ١٣/٠٤/٩٢از طرف مهد دخملم دعوت شدیم برای تماشای تئاتر شنل قرمزی که محل اجراش تالار آفتاب بود ، منم که عاشق این برنامه ها هستم برنامه ریزی کردیم که حتما ببریمت برای تماشا ، از اون جایی که پسرعمه ها خونه مادرجون بودن اونا هم با خودمون بردیم ، خلاصه کلی بهمون خوش گذشت   و اما عکسای اون شب :   ستایش در حال تماشا     اینجا ترس از آقا گرگه دیگه داشت به دخملی غلبه میکرد     آقاگرگه میخواست مادربزرگ رو بخوره      از ترس پریدی بغل باباسعید             ...
15 تير 1392

تولد نیوشای عزیز دوست ستایش عسلی

   روز نیمه شعبان و تولد نیوشای عزیز                          ستایش در حال بررسی کردن تم تولد       دوستان و همکاران عزیز         مثل همیشه باباسعید حواسش به خورد و خوراک دخملی و مامان در حال عکس انداختن         ...
7 تير 1392